تبليغاتX
روزهای من
اين روزها
اصلا انگار اين پازل زندگي بايد جوري چيده شده باشد كه روزهايي كه چسبيده اي به زندگي دنيوي و از زمين و زمان ناراضي هستي يكي از آنهايي كه در موردشان خدايي كرده اي مهر ابطال بر پيشانيشان زده اي بيايد و با اشك در چشم برايت تعريف كند كه اشتباه است ميگويند هر جا بروي آسمان همين رنگ است اشتباه است كه ميگويند خورشيد گرما بخش است جايي هست كه تمام قانون هاي بشري در آنجا نقض ميشود جايي كه زمان ساكن ميشود...كسي كه گمان ميكردي حتي نام امام حسين (ع) را تا به حال نشنيده است بيايد جلويت زار بزند كه پابوس آقايي رفته است كه آسمان حرمش رنگ ديگري بوده گنبدش گرما بخش بوده هواي صحنش آنقدر سبك بوده كه چند برابر ظرفيت شش هايش توانسته نفس بكشد...نميدانم اين رحمت خداست يا حكمت خدا كه دقيقا زماني كه ميشوم بغض ميشوم ناله داغم تازه ميشود انگار اين داغ بايد تازه باشد تا بقيه ي غصه هايم فراموشم شود...


پي نوشت:

1-مادرجون راست ميگفت بنده شناس فقط خداست...

2-تمرين ميكنم قضاوت نكردن،گمان خوب داشتن به خدا،اميد،اميد،اميد.

3-ناتوردشت،خداحافظ گاري كوپر،يك عاشقانه ي آرام،آغازي بر يك پايان،سمفوني مردگان.

4-..

سید ما, مولای ما,دعا کن برای ما...


برچسب‌ها: اين روزها, امام حسين, ضريح شش گوشه, بنده شناس, داغ
+ نوشته شده در 1:41 چهارشنبه 1391/02/27 توسط يك بنده ي خدا.
چرنديات
به سنگيني بغض هايم و سه نقطه هايم،خنده هاي مصنوعي اين روزهايم را هم اضافه كن...

ميبيني حق دارم خم شوم زير اين همه بار...


پي نوشت:

1-بدون شرح!

2-...

سید ما, مولای ما,دعا کن برای ما...


برچسب‌ها: دلگويه, چرنديات
+ نوشته شده در 23:46 سه شنبه 1391/02/19 توسط يك بنده ي خدا.
چرا اینجا مجازیست ؟

خيلي به اين موضوع فكر كرده ام كه چقدر ميشود به اين آدم هاي دنياي مجازي اعتماد كرد و آنها را وارد دنياي واقعي كرد اما هر چه ميگذرد اين تصميم برايم سخت تر ميشود به طوري كه كمتر تمايلي براي ديدن و يا رابطه ي حقيقي با آدم هاي دنياي مجازي دارم ترس از اينكه دنياي واقعي شان از زمين تا آسمان با دنياي مجازي شان فرق داشته باشد مانع از آن ميشود كه بيشتر از چند كامنت و چند پي ام به آدم ها نزديك شوم.

تمام اين ترس از آنجايي ناشي ميشود كه ميبينم خيلي ها اين جا از عقايدشان نميگويند بلكه عقده هايشان را جار ميزنند...

اما بي انصافيست اين را نگويم گاهي آدم هايي در اينجا ميبينم آنقدر خوب هستن كه آدم ناراحت ميشود چرا اينجا مجازيست...

همین عنوان را در کوچه های بغلی  بخوانید…
   چه صبری دارد خدا ( سجاد رامشت ) وقتی دلم تنگ می شود (شاه نعمت الهی ) / بوی باران عطر خاک (باران سادات) / پرسه خیال (رضوان پری) /  میثاق ( زینب حیدری) / انتهای بیراهه (ف@طمه) /حرف های نزدیک ( مرمری) /  ترخون (مهدی زرین قلم)پنجره ( محمد رضا)طنز تلخ، قهوه اسپرسو (ما، ریحانه) / مینی تاک (هانیه) / ذهن مرا دنبال کنید (محمد الف) / سین عین طا / جشن بارون(نسرین)  / روزهای من (یک بنده ی خدا) / رضــا دل(محمد) / پسر خاک (ساجد) / نامه ها (امید حق گویان) / ما که رفتیم(محمد) / ملکه نیمه شرقی / .:ساعت25 / به همین زودی (مهشید) / دری وری های یک کیبورد به دست / صور اسرافیل(زهرا) / خانوم مهندس می نویسد / به قلم آنها که به بهشت نمی روند ( سحر )مکتوب(علی) /امروزه / خدا - عشق - امید ( زهرا ) / دلواپسی هایم زیر باران ( یوسف )  / مرد کاغذی (ابراهیم ) / زمزمه ی قاصدک های بی خبر(زری) / امید قلب ما روزی مثال نور می آید(مرصاد) /با طعم توت فرنگی(توت فرنگی)/Always in All Ways /وبکده (فاطمه)/میدونم یکی هست که همیشه حواسش به منه (the scorpio)/فتوسنتز کرفس / رهگذر (ستاره) /دادارآباد (حیدری هائی)/پرسه در باران/حرف هایی از جنس نـیـــروانـا(نـیـــروانـا) /این نیز نگاهی ست به افتادن یک سیب...(مداد سفید)/رندان( مانے) /متولد ماه تیر /دنیای کاسـپر / paradise110 / نزدیکم(سین میم آ) / خاکسترکهایم ( زهرا) / shadow ژی / ملچ مولوچ های وروجک و خاله ریزه / زانوی عروج / پرواز شاعرانه (پروانه) / خطوط دلتنگی (هادی خوشحال) / perspective )الهه)
به سادگی سکوت (ستاره)  / نمیدونم چی بنویسم


پي نوشت:

1-"هچ وقت به هيشکي چيزي نگو. اگه بگي دلت برا همه تنگ مي شه. "(ناتور دشت/سلينجر)

2-يك عاشقانه ي آرام نادر ابراهيمي را ميخوانيم ،بخوانيد...

3-...

سید ما, مولای ما,دعا کن برای ما...



برچسب‌ها: كوچه پس كوچه هاي كاغذي, مجازي, واقعي, نقاب
+ نوشته شده در 21:0 جمعه 1391/02/15 توسط يك بنده ي خدا.